| |
|
| |
فرق |
| |
یکشنبه شانزدهم تیر 1387-17:55
-شیوا بارانی |
| |
نه کسی منتظر است نه کسی چشم به راه
نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه
بین عاشق کشی و مرگ مگر فرقی هست
وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از اه... |
| |
لینک ثابت
|
تولد |
| |
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387-19:19
-شیوا بارانی |
| |
شاید پشیمان باشی
از امدن
و بودنت
اما
خدا تو را برای من فرستاد
فقط ای کاش
از با من بودن
پشیمان نباشی... |
| |
لینک ثابت
|
سکوت |
| |
پنجشنبه ششم تیر 1387-20:58
-شیوا بارانی |
| |
سکوتم را به باران هدیه کردم
تمام زندگی را گریه کردم
نبودی در فراق شانه هایت
به هر خاکی رسیدم تکیه کردم... |
| |
لینک ثابت
|
اولين مطلب سال نو |
| |
شنبه دهم فروردین 1387-18:50
-شیوا بارانی |
| |
مرا صد بار اگر از خود براني دوستت دارم
به زندان جفايت هم كشاني دوستت دارم
چه حاصل از جفا كردن چه سود از قهر ورزيدن
مرا لايق بداني يا نداني دوستت دارم
سال نو مبارك |
| |
لینک ثابت
|
چند روزیست... |
| |
یکشنبه هفتم بهمن 1386-10:17
-شیوا بارانی |
| |
چند روزیست که بیمار وفایت شده ام
در بستر غم چشم به راهت شده ام
این را تو بدان اگر بمیرم روزی
مسئول تویی که من فدایت شده ام... |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
پنجشنبه ششم دی 1386-10:20
-شیوا بارانی |
| |
کشیدم گرچه عمری نازت ای عشق نگفتی با دل من رازت ای عشق من و تو برگ و بادیم و ، ندانم برقصم با کدامین سازت ای عشق!
با رفتن من عاطفه کمرنگ شود شاید که دلت برای من تنگ شود از کوچه ی ما اگر گذر کرد دلت قلبت نکند برای ما سنگ شود
من شکایت دارم از روزی که به دنیا آمدم بی خبر بی میل خود تنها به این جا آمدم بی خبر زندانی دنیا شدم آخر چرا؟ من مگر گفتم خدا میخواهم این ویرانه را؟ |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
پنجشنبه هشتم آذر 1386-22:15
-شیوا بارانی |
| |
پیداست هنوز شقایق نشدی
زندانی زندان دقایق نشدی
وقتی که مرا از دل خود میرانی
یعنی که تو هیچوقت عاشق نشدی
زرد است که لبریز حقایق شده هست
تلخ است که با درد موافق شده است
شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است... 
|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386-13:7
-شیوا بارانی |
| |
دیوارهای دانشگاه را بسیار بلندتر از
دیوارهای زندان ساختند
حق داشتند !
نگهبانی از فکرها بسیار سخت تر از
نگهبانی از جرم ها بود... |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
جمعه شانزدهم شهریور 1386-18:11
-شیوا بارانی |
| |
هر که عاشق شد منت از صد یار می باید کشید
بحر یک گل منت از صد خار می باید کشید
من به مرگم راضیم اما نمی اید عجل
بخت بد بین از عجل هم خار می باید کشید
{تقدیم به تارای عزیزم...برای اینکه بدونه همیشه به یادشم...} |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386-11:1
-شیوا بارانی |
| |
خشت اول گر نهد معمار کج
تا ثریا می رود دیوار کج  |
| |
لینک ثابت
|
|