|
اي كاش گلم فقط ميگفتي تا مرگ چندمين شقايق انتظار بايد ... ؟
غبار آینه خاکستر من بود و تو تصویر چشمت را به من ترجیح می دادی ...
دلم هوای دستهایت را کرد ولی دلت چه ساده عبور کرد از دلتنگی از من از عشق کاش کمی مهربان تر بودی فقط کمی...
وای باران باران شیشه ی پنچره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست اسمان سربی رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ می پرد مرغ نگاهم تا دور وای باران باران پر مرغان نگاهم را شست...
نه کسی منتظر است نه کسی چشم به راه
نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه بین عاشق کشی و مرگ مگر فرقی هست وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از اه...
شاید پشیمان باشی از امدن و بودنت اما خدا تو را برای من فرستاد فقط ای کاش از با من بودن پشیمان نباشی...
سکوتم را به باران هدیه کردم
تمام زندگی را گریه کردم نبودی در فراق شانه هایت به هر خاکی رسیدم تکیه کردم...
مرا صد بار اگر از خود براني دوستت دارم به زندان جفايت هم كشاني دوستت دارم چه حاصل از جفا كردن چه سود از قهر ورزيدن مرا لايق بداني يا نداني دوستت دارم سال نو مبارك
چند روزیست که بیمار وفایت شده ام در بستر غم چشم به راهت شده ام این را تو بدان اگر بمیرم روزی مسئول تویی که من فدایت شده ام...
با رفتن من عاطفه کمرنگ شود من شکایت دارم از روزی که به دنیا آمدم
|
About![]()
آرزو هایم را قاب می کنم و جلوی چشمانم می زنم تا همیشه یادم بماند که برای چه زنده ام
Home
|